ذبيح الله صفا

135

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

جانشين سيد نصير الدين شيعى ديگرى از اهل قم بود بنام محمّد بن محمّد بن عبد الكريم كه بيمارستانى در مشهد كاظم ساخته و آن را بر اهل مشهد وقف نموده و هم آنجا مكتبى و دار القرآنى جهت ايتام علويان بنا كرده بود . وى چندى در اصفهان خدمت ديوان مىكرد و سپس برسالت ببغداد رفت و همانجا بود تا بوزارت ناصر رسيد و بعد ازو الظاهر و المستنصر را خدمت كرد تا بسال 629 مأخوذ شد و اندكى بعد درگذشت . در عهد وزارت او پسرش فخر الدين احمد كه مردى تندخو و سخت‌كش بود شرطگى و محتسبى بغداد را بر عهده داشت و او هم با پدر مأخوذ گرديد و گويا كشته شد « 1 » . بعد از محمّد القمى تا اوايل خلافت المستعصم « ابن الناقد » ( م . 642 ) وزارت خليفه مىكرد و پس ازو تا پايان كار خلافت سمت وزارت را مؤيّد الدين ابو طالب محمّد ابن احمد العلقمى ( م . 656 ) بر عهده داشت . وى از رجال بزرگ شيعه و از افاضل عهد خود بود . درگاهش مجمع فاضلان خاصه رجال بزرگ شيعه و از آن جمله عزّ الدين عبد - الحميد بن ابى الحديد ( 586 - 655 ) شارح نهج البلاغه بود و او كتاب مذكور را بنام ابن علقمى تأليف كرد . اين وزير مانند همهء وزيران شيعى محسود و مغبوط اطرافيان خليفه بود و اگر در دوران خليفهء ضعيفى وزارت نداشت مانند دو وزير شيعى ديگر كه نام برده‌ايم كارش بعزل و حبس مىكشيد . به همين سبب و نيز بعلّت غارت و كشتارى كه پسر خليفه ابو بكر در كرخ بغداد و مشهد امام موسى كاظم كرده بود ، كشاكش سختى بين ابن العلقمى و اطرافيان خليفه درگرفت و بتدريج صورت يك اختلاف سياسى بزرگ يافت و منجرّ بدخالت ابن علقمى در واقعهء بغداد بدست هولاگو گرديد . درينكه ابن علقمى از جملهء محرّكان هولاگو در حملهء ببغداد بوده است يا نه اقوال مختلف است . مورّخان سنّى درين امر متّفقند و ازين روى ازين وزير شيعى گاه بكلمات زشت زننده ياد مىكنند چنان كه در طبقات ناصرى قاضى منهاج سراج مىبينيم كه اعمال وزير « بدمذهب و رافضى » المستعصم باللّه را به صورت توطئه‌يى جلوه مىدهد و علّت

--> ( 1 ) - الفخرى ص 237 - 241 ؛ تجارب السلف ص 336 - 349